واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

902

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

جوار خوارزم سنگ نبود از درختهاى توت سنگها مىساختند » . بدين منظور تنهء درخت را به شكل قطعات مدور مىبريدند و در آب خيس مىكردند تا سختى و صلبى لازم را كسب كنند . پس از ورود لشكر جوچى شهر را از هر سو در ميان گرفتند . به اسيران امر شد كه خندق را پر كنند و اين فرمان مجرى گرديد ( به گفتهء رشيد الدين ده روز صرف اين كار شد ) . پس از آن همان كارگران مشغول نقب زدن براى تخريب حصار شدند . اعمال مغولان سلطان خمارتگين را آنچنان وحشت‌زده كرد كه وى از دروازهء شهر بيرون آمده تسليم مغولان شد « 1 » . اين‌كه پس از وى چه كسى رياست را به عهده گرفت . . . در متون و منابع سخنى در اين باره گفته نشده است « 2 » . خيانت سلطان [ خمارتگين ] ، روحيهء ساكنان شهر را اندكى ضعيف كرد . ولى مع هذا دفاع دوام يافت و مغولان با اينكه پرچم خويش را بر فراز حصار شهر افراشته بودند بناچار هر كوى و هر برزن را عليحده تسخير كردند ، مغولان خانه‌ها را به يارى قاروره‌هاى نفت طعمهء آتش مىساختند . بخش اعظم شهر ويران شده بود كه مغولان بر آن شدند كه اثر آتش زياد كند است و بايد آب جيحون ( آمودريا ) را از شهر منحرف كرد .

--> ( 1 ) - طبق گفتهء جوينى ( چاپ قزوينى ، I ، 100 ) ؛ دوسون از گفته‌هاى رشيد الدين متابعت مىكند و رشيد الدين به هيچ وجه از خيانت خمارتگين ياد نمىكند و مىگويد كه مغولان حصار را اشغال و پرچم خويش را ، پس از آنكه سه هزار نفر از پاى در آمدند و فرماندهى را اوكتاى به عهده گرفت - هفت روز پيش از سقوط قطعى شهر - بر آن افراشتند . ( 2 ) - از گفتهء جوينى دربارهء محاصره مرو ( چاپ قزوينى ، I ، 124 ؛ 157 . Schefer , « Chrestomatie persane » , t . II , p و ژوكوسكى ، « ويرانه‌هاى مرو قديم » ، ص 50 ) پيداست كه در آغاز سال 618 هجرى / 1221 ميلادى ، 2000 مرد لشكرى و از آن جمله اغول حاجب از خوارزم به مرو گريختند .